نگاهی به جایگاه کارآکترهای زن در سریال «بامداد خمار» و مصاف بازیگرها با آن‌ها

نگاهی به جایگاه کارآکترهای زن در سریال «بامداد خمار» و مصاف بازیگرها با آن‌ها

«بامداد خمار» زنان را در مرکز درام خود قرار داده، اما تفاوت کیفیت بازی‌ها و گسترش برخی نقش‌ها، تعادل اولیه قصه را به چالش کشیده است.

در «بامداد خمار» زنان فقط بخشی از قصه نیستند؛ ستون‌های اصلی درام‌اند. از نازنین و محبوبه تا نزهت، طاووس، زیور و کشور، هرکدام در شروع، جایگاه و ویژگی مشخصی دارند و بازیگر باید از دل همین جزئیات به شخصیت برسد؛ نه اینکه صرفاً یک تیپ آشنا تحویل بدهد. جذابیت بخش مهمی از سریال هم از همین تفاوت‌ها می‌آید. اما هرچه قصه جلوتر می‌رود، این نظم اولیه به‌هم می‌ریزد. مسئله، کم‌شدن کارکرد بعضی شخصیت‌ها نیست؛ گسترش بعضی نقش‌هاست که تعادل درام را برهم می‌زند. حضور حسین کیانی در مقام نویسنده و بازیگر هم در بخش‌هایی به گسترش نقش خودش و آدم‌های اطرافش نزدیک می‌شود و تمرکز قصه را از محورهای اصلی دور می‌کند. با این حال، بازی زنان نشان می‌دهد مصالح اولیه بسیاری از این نقش‌ها می‌توانست یکدست‌تر به کار گرفته شود.

نازنین | لاله اسکندری

نگاهی به جایگاه کارآکترهای زن در سریال «بامداد خمار» و مصاف بازیگرها با آن‌ها

نازنین یک مادر نگران است که در چهارچوب خانواده، برای آینده دخترش تصمیم می‌گیرد. چالش لاله اسکندری این نیست که نازنین را پرتنش و پر سر و صدا بازی کند؛ باید محدودیت این زن را در رفتار نشان دهد. مکث‌ها، تغییر لحن و واکنش‌های او، نازنین را از یک مادر سنتیِ تیپیکال جدا می‌کند. در برخورد با محبوبه هم بازیگر اجازه نمی‌دهد اختلافشان به دعوای ساده مادر و دختر تقلیل پیدا کند. نازنین همزمان نگران، مخالف و گرفتار مناسبات خانه است. اسکندری این سه وجه را با کنترل پیش می‌برد. نقطه قوت بازی همین‌جاست؛ او بیشتر از آنکه دیالوگ را اجرا کند، رابطه را بازی می‌کند.

نزهت | گلاره عباسی

گلاره عباسی

نزهت از آن نقش‌هایی است که ظرفیتش بیشتر از سهمی است که در قصه می‌گیرد. او به‌واسطه جایگاهش در خانواده، می‌تواند محبوبه را بهتر ببیند و نسبت به تصمیم‌هایش واکنش متفاوتی داشته باشد. گلاره عباسی هم برای ساختن این شخصیت، سراغ تیپ «خواهر بزرگ‌تر» نمی‌رود. نگاه، لحن و واکنش‌های کوتاه، نزهت را قابل تشخیص می‌کند. اما مسئله اینجاست که فیلمنامه کمتر از این ویژگی‌ها استفاده می‌کند. نزهت در بخش‌هایی می‌توانست روی تصمیم‌ها و شناخت محبوبه اثر بگذارد، اما بیشتر در جایگاه ناظر باقی می‌ماند. بازی گلاره عباسی، شخصیت را نگه می‌دارد؛ متن اما اجازه نمی‌دهد این حضور به کنش تبدیل شود.

محبوبه | ترلان پروانه

ترلان پروانه

محبوبه سخت‌ترین مسیر را میان زنان قصه دارد. ترلان پروانه باید دختری را بازی کند که از شیفتگی به رحیم، به تردید و بعد به هزینه دادن برای انتخابش می‌رسد. چالش اصلی، نشان دادن این تغییر بدون فروپاشی ناگهانی شخصیت است. ترلان در شروع، بی‌قراری و شور محبوبه را با انرژی بازی می‌کند؛ اما ارزش کارش در جایی بیشتر دیده می‌شود که این انرژی آرام‌آرام جای خود را به تردید می‌دهد. محبوبه قرار نیست فقط قربانی انتخابش باشد؛ باید تغییر کند. پروانه تلاش می‌کند این تغییر مرحله‌به‌مرحله دیده شود. مشکل از جایی شروع می‌شود که قصه وارد حاشیه‌های بیشتر می‌شود و تمرکز درام از مسیر محبوبه فاصله می‌گیرد.

خجسته | فرزانه فرنام

فرزانه فرنام

خجسته از معدود نقش‌هایی است که تغییر نگاه مخاطب نسبت به آن، بخشی از مسیرش را می‌سازد. ابتدا می‌تواند دختری حسود به نظر برسد، اما بعد عشق یک‌طرفه‌اش به منصور، رفتارهایش را قابل فهم‌تر می‌کند. فرزانه فرنام برای ساختن این تفاوت، بیشتر روی نگاه و سکوت کار می‌کند. در صحنه‌هایی که خجسته حرف زیادی ندارد، واکنش‌های ریز او اطلاعات بیشتری از دیالوگ می‌دهند. همین کنترل، شخصیت را از یک خواهر حسود ساده جدا می‌کند. مشکل زمانی است که قصه در ادامه، این ظرافت را کنار می‌گذارد و خجسته را بیشتر به واکنش‌های مستقیم احساسی می‌برد. با این حال، فرنام در لحظه‌های بهتر نقش، اجازه نمی‌دهد احساسات خجسته فقط به گریه و واکنش توضیحی خلاصه شود.

دایه | مرجانه گلچین

مرجانه گلچین

دایه در ابتدا یکی از آدم‌های زنده عمارت بصیر است؛ کسی که به محبوبه نزدیک است و فضای درونی خانواده را می‌شناسد. مرجانه گلچین این نزدیکی را با لحن و رفتار می‌سازد، هرچند با این لحن و گفتار از نقش‌های قبلی‌اش آشنایی‌زدایی می‌کند، اما به دلیل تیپ بازی کردن خیلی زود جذابیتش را از دست می‌دهد . از همین رو دایه تبدیل به یک پیرزن کاملا کلیشه‌ای می‌شود. به لحاظ جایگاه نقش در ساختار درام هم هرچه قصه جلوتر می‌رود، حضور دایه بیشتر محدود می‌شود و نشانه‌های تیپ‌سازی هم پررنگ‌تر به چشم می‌آید. مشکل فقط بازی نیست. نقش، مسیر مشخصی پیدا نمی‌کند. دایه می‌توانست در مناسبات خانه اثر بگذارد، اما بیشتر در حاشیه می‌ماند؛ شخصیتی که حضورش دیده می‌شود، ولی کنشش کمتر به قصه وصل می‌شود.

دده | بهنوش بختیاری

بهنوش بختیاری

دده قرار است بخشی از زندگی روزمره خانه را بسازد، اما نقش در پیشبرد درام سهم مشخصی پیدا نمی‌کند. بهنوش بختیاری برای اجرای نقش انرژی کافی دارد از همین رو در تمام سکانس‌هایی که بازی دارد خودش را به رخ می‌کشد، اما این انرژی و به رخ‌کشیدن کمتر به کنش تبدیل می‌شود. دده بیشتر حضور دارد تا اینکه اتفاقی را جلو ببرد، رابطه‌ای را تغییر دهد یا تصمیمی را تحت تأثیر قرار دهد. به همین دلیل، بازیگر هرچه تلاش می‌کند به نقش رنگ بدهد، خود نقش در محدوده یک شخصیت فرعی باقی می‌ماند. اگر کارکرد دده فقط ساختن فضای عمارت بود، این میزان حضور کافی به نظر می‌رسید. اما کاراکتر دده می‌توانست در همان محدوده‌ای که برایش تعیین کرده‌اند نقش موثرتری داشته باشد و از حالت آکسسواری دربیاید.

طاووس | شیدا یوسفی

شیدا یوسفی

طاووس نمونه روشن نقشی است که بازیگر برایش شخصیت ساخته، اما متن بیش از اندازه گسترشش داده است. شیدا یوسفی در همان حضورهای کوتاه، طاووس را با لهجه درست، حرکات و جزئیات رفتاری مشخص می‌کند. بنابراین مشکل از اجرای بازیگر شروع نمی‌شود. مسئله، زمانی شکل می‌گیرد که نقش از کارکرد اولیه‌اش فاصله می‌گیرد و وارد مسیرهای فرعی بیشتری می‌شود. هرچه طاووس سهم بیشتری از قصه می‌گیرد، تمرکز سریال از محور اصلی دورتر می‌شود. اینجا اتفاقاً بازی یوسفی نشان می‌دهد نقش می‌توانست با حضور کمتر، اثر بیشتری داشته باشد. طاووس شخصیت قابل تشخیصی است؛ اما گسترش آن به نفع ریتم کلی داستان تمام نمی‌شود.

کشور | پریوش نظریه

پریوش نظریه

کشور می‌توانست از دل مناسبات خانوادگی، زاویه‌ای تازه به قصه اضافه کند؛ زنی که جایگاهش در خانواده، نگاهش به آدم‌های اطراف را مهم می‌کند. پریوش نظریه برای ساختن این نقش، بازی را کنترل می‌کند و بیشتر روی نگاه و واکنش می‌ایستد. کشور قرار نیست با دیالوگ‌های توضیحی شخصیتش را معرفی کند و نظریه هم از این دام فاصله می‌گیرد. اما مسئله، سهم خود نقش در قصه است. کشور بیشتر واکنش نشان می‌دهد تا اینکه مسیر درام را تغییر دهد. در نتیجه، بازیگر شخصیت را صاحب هویت می‌کند، اما فیلمنامه از این ظرفیت استفاده کامل نمی‌کند. کشور در بهترین حالت، یک شخصیت مکمل باقی می‌ماند؛ حضوری که دیده می‌شود، اما اثرش بر مسیر اصلی قصه محدود است.

افتخارالملوک | رزیتا غفاری

رزیتا غفاری

افتخارالملوک بیشتر از آنکه شخصیتی پیچیده باشد، نماینده بخشی از مناسبات خانواده منصور است. چالش رزیتا غفاری هم همین‌جاست؛ پیدا کردن جزئیات درست برای شخصیتی که قرار نیست ناگهان از تیپ خودش فراتر برود. غفاری در لحن، واکنش و رفتار، به افتخارالملوک شناسنامه می‌دهد و اجازه نمی‌دهد حضورش فقط به چند دیالوگ خانوادگی محدود شود. او نقش را بزرگ‌تر از آنچه هست بازی نمی‌کند. این نکته مهم است؛ چون افتخارالملوک قرار نیست صاحب یک خط داستانی مستقل باشد. کارکردش بیشتر در ساختن فضای خانواده و مناسبات اطراف منصور است. محدودیت نقش از متن می‌آید و غفاری تلاش می‌کند همین سهم محدود را دقیق اجرا کند.

محبوبه کهنسال | احترام برومند

احترام برومند

محبوبه کهنسال قرار نیست فقط راوی گذشته باشد. او گذشته محبوبه را با فاصله نگاه می‌کند و همین فاصله، جنس حضورش را تعیین می‌کند. احترام برومند برای رسیدن به این تفاوت، سراغ بازی اغراق‌شده نمی‌رود. مکث، آرامش و نحوه روایت کردن، ابزار اصلی اوست. برومند خاطره را به حسرت تبدیل نمی‌کند و گذشته را با بازی‌های احساسی توضیح نمی‌دهد. در بهترین لحظه‌ها، فقط با یک نگاه یا مکث، فاصله میان زن جوان گذشته و زن امروز را نشان می‌دهد. اهمیت نقش هم همین‌جاست؛ محبوبه کهنسال قرار است نتیجه انتخاب گذشته را در زمان حال نمایان کند و برومند این فاصله را کنترل‌شده نگه می‌دارد.

۳۳۳

کد مطلب 2280977

  • نگاهی به جایگاه کارآکترهای زن در سریال «بامداد خمار» و مصاف بازیگرها با آن‌ها

    نگاهی به جایگاه کارآکترهای زن در سریال «بامداد خمار» و مصاف بازیگرها با آن‌ها

  • دور سوم نمایش «رویای آمریکایی» به تئاتر هامون رسید

    دور سوم نمایش «رویای آمریکایی» به تئاتر هامون رسید

  • ​​​​​​​فیلم کوتاه «تلویزیون» راهی هجدهمین جشنواره بنونتو ایتالیا شد

    ​​​​​​​فیلم کوتاه «تلویزیون» راهی هجدهمین جشنواره بنونتو ایتالیا شد

  • روایت صیاد؛ حرفه نظامی‌‏گری به دور از سیاست

    روایت صیاد؛ حرفه نظامی‌‏گری به دور از سیاست

  • برپایی نمایشگاه «خلیج همیشگی من، خلیج فارس» در خانه‌ هنرمندان

    برپایی نمایشگاه «خلیج همیشگی من، خلیج فارس» در خانه‌ هنرمندان

  • بیژن مرتضوی با انتشار ویدئو: به ایران برنگشتم + فیلم

    بیژن مرتضوی با انتشار ویدئو: به ایران برنگشتم + فیلم