چهارده قرن است که دلدادگان در حسرت یافتن خاکی بینشان در مدینه میسوزند، اما اراده الهی و هدایت باطنی امام معصوم مسیری شگفت را گشود؛ تجلی جلال مادر در حریم دختری که کویر قم را پناهگاه دلسوختگان ساخت.
مبلغ – سرویس هنر و فرهنگ: در پهنه تاریخ اندیشه و باور شیعی، هیچ رازی به سنگینی، غربت و سوزناکی مزار پنهان سیده زنان اهل بهشت، حضرت فاطمه زهرا نیست. این پنهان ماندن نه یک رخداد پیشبینینشده تاریخی یا برآمده از دستاندازی روزگار، بلکه واپسین و هوشمندانهترین وصیت بانویی بود که مظلومیتش سند حقانیت امامت گشت. او خواست با پیکری که شبانه غسل داده شد، شبانه بر دوش یاران اندک تشییع گردید و در دل تاریکی مطلق به خاک سپرده شد، تا همیشه تاریخ پرسشی بیپاسخ در برابر وجدانهای بیدار بگذارد؛ پرسشی که خاک مدینه قرنهاست پاسخی به آن نمیدهد. هر زائر دلسوختهای که پای بر سنگریزههای بقیع میگذارد یا در میان ستونهای مسجد پیامبر گام برمیدارد، بیاختیار سرگردان و بغضآلود با خود زمزمه میکند که نشانی آن خانه ویرانشده و آن تربت آسمانی در کدامین گوشه این دیار خاکآلود پنهان مانده است؟ این حسرت تنها یک مویه عاطفی نیست، بلکه اشتیاقی بیپایان برای رسیدن به سرچشمه نوری است که خاکستر ستم تلاش کرد آن را خاموش کند، اما جریان هدایت الهی هرگز پیروان خویش را در این بیابان عطش، بینشان و سرگردان رها نساخته است.
پیوند عمیق و باطنی میان نشان گمشده کوچه بنیهاشم و حرم ملکوتی شهر قم، یکی از زلالترین و مستندترین فرازهای تاریخ معرفت شیعی است که در سیره فقیهان و عالمان بزرگ جلوهگر شده است. در رأس این ماجراها، داستان مکاشفه و رویای صادقه فقیه پارسا، آیت الله سید محمود مرعشی نجفی، پدر مرجع جهان تشیع حضرت آیت الله سید شهابالدین مرعشی نجفی قرار دارد. این عالم جلیلالقدر در سالهای حضور در نجف اشرف، شوری آتشین در دل داشت تا مگر پروردگار به کرم خویش یا با اشارتی از سوی اولیای پاک، موضع دقیق مزار مطهر حضرت فاطمه زهرا را بر او آشکار سازد. او برای نیل به این مقصود، بارها در حرم امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب به اعتکاف نشست، چلههای سخت و طاقتفرسای دعا و تضرع را تاب آورد و با چشمانی اشکبار از مولای متقیان خواست تا پرده از این راز هزارساله بردارد تا بتواند مانند عاشقی دلسوخته، صورت بر خاک مزار مادر سادات بگذارد.
پس از پایان یکی از همین مجاهدتهای معنوی طولانی، در سحرگاهی که سکوت نجف با تمنای دل او آمیخته بود، در حالتی شبیه به رویا یا مکاشفهای روحانی، خود را در محضر نورانی امام باقر یا امام صادق دید. وجود مقدس امام با مهری بیکران به سیمای خسته و بارانزده این عالم پرهیزکار نگریستند و کلامی فرمودند که مسیر تاریخ ارادت عاشقان اهل بیت را به شکلی بنیادین روشن ساخت. امام به او فرمودند: «علیک بکریمه اهل البیت» یعنی بر تو باد به زیارت کریمه اهل بیت. آن فقیه مشتاق با تصوری طبیعی، گمان کرد که مقصود امام از تعبیر کریمه اهل بیت، همان بانوی پهلوشکسته مدینه، جده سادات حضرت فاطمه زهراست؛ از این رو با خضوع و ادب عرض کرد: فدایتان شوم، همه رنج این روزها و مناجاتهای شبانهام برای همین بود که بدانم مزار آن حضرت در کجاست تا به فیض زیارت قبر مطهرشان نائل گردم. در این هنگام، امام معصوم پاسخی دادند که همچون مرهمی بر سینه سوخته تاریخ شیعه نشست و فرمودند: «مقصود من فاطمه معصومه در شهر قم است؛ خداوند اراده فرموده به خاطر مصالحی، مزار فاطمه زهرا تا روز قیام منجی آخرالزمان پنهان بماند، اما پروردگار تمام آن جلالت، شوکت، عظمت و قداست مزار مادر را به بارگاه منور دختر موسی بن جعفر در قم عنایت کرده است؛ پس هر کس در اشتیاق درک ثواب و فضیلت زیارت مزار مادرمان میسوزد، روی به سوی قم نهد و فاطمه معصومه را زیارت کند».
این پیام آشکار و آسمانی، نهتنها جان آن عالم را از التهاب رهاند، بلکه تحولی ژرف در خاندانی علمی رقم زد. هنگامی که این واقعه برای فرزند برومندش آیت الله شهابالدین مرعشی نجفی بازگو شد، او به عشق طواف بر قبلهگاهی که عطر گمشده مادر را در سینه داشت، رنج سفر را به جان خرید و راهی خاک قم شد. آن مرجع بزرگوار بیش از شش دهه در جوار این حریم ملکوتی مجاورت گزید و سنت شگفتانگیزی را بنیان نهاد؛ او سحرها، در سرمای استخوانسوز زمستان و گرمای خشک کویر، نخستین کسی بود که پیش از گشوده شدن درهای صحن، پشت درهای بسته مینشست، صورت بر سنگهای آستانه میسایید و منتظر میماند تا اولین گامهایش در صحن و سرای بانویی فرود آید که نسیم کوچه بنیهاشم در بارگاهش جریان داشت. این پایبندی شگفتانگیز نشان داد که بزرگان علم و دین، این توصیه معصوم را یک تسلی ساده نمیپنداشتند، بلکه آن را حکمتی الهی برای بازیافتن حقیقتی گمشده در جغرافیای زمین میدانستند.
عظمت شأن و منزلت حضرت فاطمه معصومه در کلام پیشوایان معصوم، افقی فراتر از مرزهای تصوری است که از یک امامزاده معمولی در ذهن شکل میگیرد. در سنت روایی ما، روایات متعددی سالها پیش از تولد حتی امام موسی کاظم، از زبان امام جعفر صادق صادر شده که خبر از ایجاد این حرم امن داده است؛ آنجا که فرمودند: «همانا برای خداوند حرمی است و آن مکه است، برای رسول خدا حرمی است و آن مدینه است، برای امیرالمؤمنین حرمی است و آن کوفه است، و آگاه باشید که برای ما خاندانی حرمی است و آن شهر قم است، به زودی پارهتنی از فرزندانم به نام فاطمه در آنجا به خاک سپرده خواهد شد که با شفاعت او تمام شیعیان من وارد بهشت میشوند». تعبیر شفاعت همه شیعیان، عنوانی نیست که برای هر شخصیتی به کار رود؛ این تعبیر همپایه جایگاه شفاعت کبرای حضرت فاطمه زهرا در صحرای محشر است. افزون بر این، متن زیارتنامهای که مستقیماً از جانب امام علی بن موسی الرضا برای خواهر گرامیشان صادر شده و در آن عبارت «یا فاطمه اشفعی لی فی الجنه فان لک عندالله شانا من الشان» نقش بسته، سندی قاطع بر عصمت تجلییافته و مقام تقرب خارقالعاده این بانو در پیشگاه الهی است.
در جهان پرشتاب و پر از سردرگمی امروز، که انسان مدرن زیر آوار بحرانهای هویتی، تنهاییهای فرساینده و روزمرگیهای سرد در حال فرسایش است، حرم حضرت معصومه نقشی فراتر از یک زیارتگاه سنتی ایفا میکند؛ این بارگاه ملکوتی پناهگاهی برای بازیافتن طهارت باطنی و آرامش قلبی است. انسانی که از غوغای شبکههای مجازی، خبرهای پراسترس و رقابتهای نفسگیر مادی خسته شده، وقتی کفشها را به خادمان حرم میسپارد و پای بر سنگفرشهای مرمرین صحن عتیق میگذارد، گویی از تندباد تاریخ به پناهگاهی امن میگریزد. زائر در پیشگاه ضریح نقرهفام بانو، تنها یک خواهر امام را زیارت نمیکند، بلکه بغض فروخورده چهارده قرن غربت مدینه، نالههای نیمهشب خانه علی، و درد خاکسترهای پشت در خانه وحی را در برابر دیدگانش زنده میبیند. در این بارگاه، گویی اشکهایی که اجازه نداشت در خاک بقیع ریخته شود، بیپروا جاری میشود و عقدههای هزارساله بر شبکههای ضریح کریمه باز میگردد.
این نگرش معرفتی، جایگاه زن مسلمان را نیز از گرداب تلقیهای تقلیلگرایانه غربی یا تعصبهای واپسگرایانه نجات میدهد. مزار بانویی دانشمند، مهاجر و پاسدار حریم ولایت در قم، تبدیل به مادرشهری برای دانش، فقاهت، تولید اندیشه و جریانسازی فکری در جهان اسلام شده است. این شکوه نشان میدهد که مکتب تشیع، شرافت و عظمت انسان را در نورانیت معنوی، تقوا و بصیرت سیاسی جستجو میکند. زائر هوشمند در این صحنها نه فقط طلب حاجت، بلکه عهد میبندد که اخلاق، حیا، استواری در مسیر حق و یاری رساندن به انسانها را سرلوحه زندگی فردی و خانوادگی خود سازد. قم تنها یک جغرافیا در حاشیه کویر نیست، بلکه حرم امن اهل بیت و قطعهای از فردوس برین است که هر سحرگاه، عطر گمشده مادر سادات از گنبد زرین آن به آسمان بلند میشود تا یادآور شود که حق هرگز زیر خروارها خاک فراموش نخواهد شد.
کد مطلب 2278021
-
حضرت معصومه(س) فقط «کریمه اهلبیت» نبود؛ روایت ۴ فضیلت از بانویی که الگوی ایمان و معرفت شد
-
نشانی گمشده کوچه بنیهاشم ؛ قم حرم کریمه اهل بیت
-
عملی که به گفته روایات میتواند مرگ را به تأخیر بیندازد؛ راز طولانی شدن عمر چیست؟