پایان «عصر گلوگاه‌های بی‌خطر»؛ منطق مهار دوگانه در هرمز و باب‌المندب / چرا تلاش آمریکا برای ایجاد جبهه جدید در یمن با شکست مواجه شد؟

پایان «عصر گلوگاه‌های بی‌خطر»؛ منطق مهار دوگانه در هرمز و باب‌المندب / چرا تلاش آمریکا برای ایجاد جبهه جدید در یمن با شکست مواجه شد؟

آینده بحران انرژی و باب المندب، از یک سو به نتیجه انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا، توانایی ایران در حفظ انسجام «محور مقاومت»، و مهمتر از همه، اراده سیاسی دو طرف برای یافتن راه‌حلی که نه بر پایه تحمیل، بلکه بر پایه «تعادل منافع» بنا شده باشد، بستگی دارد و از سوی دیگر تجربه تاریخی نشان می‌دهد که بحران‌های انرژی، اگرچه ویرانگرند، اما در نهایت، طرف‌ها را به سمت مذاکره سوق می‌دهند

خبرآنلاین – رسول صَفرآهنگ- تنگه هرمز که نزدیک به یک‌چهارم تجارت دریایی نفت جهان از آن عبور می‌کند، از ابتدای امسال در محاصره نظامی ایران قرار گرفته و تنگه باب‌المندب نیز که دروازه دریای سرخ به خلیج عدن محسوب می‌شود، با پیشروی سریع حوثی‌های یمن، به دومین نقطه گلوگاهی بدل شد که آزادی کشتیرانی را تهدید می‌کرد. آنچه این وضعیت را بی‌سابقه می‌سازد، نه صرفاً تهدید همزمان دو گذرگاه، بلکه همبستگی راهبردی میان آن‌هاست چرا که مسیری که قرار بود جایگزین هرمز شود، خود به هدف تبدیل شد.

از هرمز تا باب‌المندب؛ منطق «مهار دوگانه»

هرمز؛ اهرم اصلی تهران

تنگه هرمز، که پیش از جنگ روزانه حدود بیست میلیون بشکه نفت را منتقل می‌کرد، از آغاز درگیری‌های امریکا و ایران به ابزار فشار اصلی ایران بدل شد. مقامات ایرانی با درک ارزش راهبردی این گذرگاه، توانستند ترافیک دریایی را به شدت کاهش دهند و هزینه‌های جنگ را برای واشنگتن و متحدانش افزایش دهند. تحلیلگران مرکز اینس تأکید دارند که برای ایران، هرمز یکی از آخرین دارایی‌های راهبردی است که به آن امکان می‌دهد ضعف نظامی خود را در برابر برتری متعارف آمریکا جبران کند.

باب‌المندب؛ برگ برنده دوم

در شرایطی که هرمز همچنان در محاصره بود، ایران به تدریج کارت دوم خود را رو کرد. گزارش‌های متعدد حاکی از آن است که تهران به حوثی‌ها دستور داده تا برای هدف قرار دادن کشتیرانی در باب‌المندب آماده شوند، به ویژه اگر آمریکا به زیرساخت‌های حیاتی ایران حمله کند. حوثی‌ها با تصرف بندر موخا و جزایر پریم و حنیش، عملاً به موقعیتی دست یافتند که می‌توانند ترافیک دریایی در این تنگه را با ابزارهای نامتقارن مانند پهپاد، موشک‌های ضدکشتی و قایق‌های تندرو مختل کنند.

آنچه این پیشروی را به تهدیدی جدی بدل می‌کند، همزمانی آن با بسته شدن هرمز است. باب‌المندب به عنوان «دروازه دوم» انرژی، پس از هرمز، مسیر جایگزین اصلی برای صادرات نفت عربستان و سایر کشورهای حاشیه خلیج فارس بود. عربستان سعودی با استفاده از خط لوله شرق-غرب، حدود شصت‌وچهار درصد از صادرات نفتی خود را به سمت بندر ینبع در دریای سرخ هدایت کرده و از آنجا از طریق باب‌المندب به بازارهای جهانی می‌فرستاد. حالا با تهدید این مسیر، عملاً «راه فرار» نیز مسدود شده است.

پیامدهای فوری بر بازارهای جهانی نفت

جهش قیمت‌ها و بازگشت شاخص‌های کلیدی

در هفته‌های پایانی سپتامبر ۲۰۲۶، قیمت نفت برای نخستین بار از ژوئیه همان سال از مرز صد دلار عبور کرد. نفت برنت در معاملات اواخر یکشنبه به ۱۰۸ دلار و بیست‌وسه سنت در هر بشکه رسید، در حالی که نفت خام وست تگزاس اینترمدیت به ۱۰۳ دلار و بیست سنت رسید. این افزایش، بیش از سه درصد در یک روز بود و قیمت گازوئیل در آمریکا برای نخستین بار در تاریخ از شش دلار در هر گالن فراتر رفت.

تحلیلگران معتقدند آنچه این جهش را از نوسانات معمول متمایز می‌کند، «همبستگی گلوگاه‌ها» است. تا پیش از این، بازارها تصور می‌کردند در صورت بسته شدن هرمز، مسیرهای جایگزین می‌توانند تا حدی خلأ را پر کنند. اما با تهدید باب‌المندب، این فرض فرو ریخت. گزارش‌های مؤسسه «سروی داده‌های دریایی کپلر» نشان می‌دهد که ترافیک در باب‌المندب در یک روز به تنها یازده کشتی و کمترین سطح در ماه‌های اخیر کاهش یافت.

پیامدهای زنجیره‌ای: از انرژی تا کالاهای صنعتی

تأثیر این بحران محدود به نفت خام نماند. تحلیل‌های مرکز اینس نشان می‌دهد که حملات ایران به زیرساخت‌های منطقه‌ای، نه‌تنها تولید و انتقال نفت و گاز را مختل کرد، بلکه زنجیره تأمین مواد صنعتی حیاتی مانند هلیوم، پتروشیمی، کود و آلومینیوم را نیز تحت تأثیر قرار داد. این مواد، اجزای اساسی صنایع پیشرفته از نیمه‌رساناها و هوافضا تا خودروسازی و زیرساخت‌های هوش مصنوعی محسوب می‌شوند.

در سطح کلان، افزایش قیمت انرژی به فشار تورمی بر اقتصادهای واردکننده نفت دامن زد و همزمان، هزینه‌های حمل‌ونقل دریایی و بیمه محموله‌ها را به شدت افزایش داد. شرکت‌های کشتیرانی بین‌المللی، که از قبل با اختلالات زنجیره تأمین دست‌وپنجه نرم می‌کردند، اکنون با دوراهی «عبور از مسیرهای پرخطر یا تغییر مسیر به دور آفریقا» مواجه شدند؛ انتخابی که هر دو گزینه، هزینه‌های سنگینی بر تجارت جهانی تحمیل می‌کند.

واکنش‌های منطقه‌ای و بین‌المللی

عربستان و امارات؛ بازندگان راهبردی

عربستان سعودی که پس از بسته شدن هرمز، سرمایه‌گذاری سنگینی بر خط لوله شرق-غرب و بندر ینبع انجام داده بود، اکنون با تهدید مستقیم این مسیر جایگزین روبه‌روست. حملات حوثی‌ها به تأسیسات نفتی آرامکو در جیزان و ینبع و انفجار خط لوله مذکور، ضربه‌ای سنگین به اقتصاد این کشور وارد کرد. امارات متحده عربی نیز که با خط لوله حبشان-فجیره تلاش کرده بود مسیری خارج از هرمز برای صادرات نفت خود ایجاد کند، اکنون با پارادوکس راهبردی مواجه شده است و هرچه فجیره به دروازه اصلی صادرات بدل شود، به هدف جذاب‌تری برای حملات ایران تبدیل می‌شود.

چین؛ میانجی محتاط

چین به عنوان بزرگ‌ترین واردکننده نفت ایران و یکی از اصلی‌ترین خریداران نفت خلیج فارس، در موقعیتی دوگانه قرار دارد. از یک سو، بسته شدن هرمز و تهدید باب‌المندب، امنیت انرژی چین را به خطر می‌اندازد؛ از سوی دیگر، چین به عنوان شریک راهبردی ایران، نمی‌خواهد تهران را تحت فشار قرار دهد. در دیدار وزیر خارجه ایران با همتای چینی در پکن، وانگ یی بر «بازگشت عبور عادی و امن» از تنگه تأکید کرد، اما از اشاره به دلایل بسته شدن آن یا عوارض مورد درخواست ایران خودداری کرد. این موضع محتاطانه، نشان‌دهنده اولویت چین به ثبات اقتصادی و پرهیز از درگیر شدن در مناقشات نظامی است.

اروپا؛ در آستانه ورود اجباری

اتحادیه اروپا که تاکنون از پیوستن به عملیات نظامی آمریکا در هرمز خودداری کرده بود، اکنون با تهدید باب‌المندب در موقعیت دشواری قرار گرفته است. این اتحادیه عملیات دریایی دفاعی در دریای سرخ دارد و با تهدید حوثی‌ها، ممکن است به طور مستقیم‌تری درگیر شود. در همین راستا تحلیلگران هشدار داده‌اند که «بحران جاری در دریای سرخ ممکن است اروپایی‌ها را به طور مستقیم‌تری به درگیری با حوثی‌ها و در نتیجه ایران بکشاند».

چشم‌انداز آینده و سناریوهای محتمل

سناریوی نخست: مدیریت بحران و بازگشت به مذاکره

در این سناریو، فشار اقتصادی ناشی از جهش قیمت نفت و نزدیک شدن انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره، ترامپ را به سمت یک توافق محدود سوق می‌دهد. مقامات آمریکایی بارها اعلام کرده‌اند که به ازسرگیری مذاکرات «باز» هستند و میانجیگران (عمان، قطر، پاکستان) پیشنهاد آتش‌بس‌های کوتاه‌مدت داده‌اند. با این حال، تجربه نشان داده که توافق‌های موقت، بدون حل ریشه‌ای اختلافات، به بحرانی تازه منجر می‌شوند. آنچه در ژوئن ۲۰۲۶ به عنوان «تفاهم‌نامه اسلام‌آباد» امضا شد، در کمتر از سه ماه فروپاشید و اکنون هیچ چارچوب روشنی برای مذاکره وجود ندارد.

سناریوی دوم: تشدید تنش و بحران تمام‌عیار

در سناریوی دوم، تشدید حملات و تهدید همزمان دو تنگه، به یک بحران تمام‌عیار انرژی منجر می‌شود. برخی تحلیلگران هشدار داده‌اند که اگر «تنگه باب‌المندب و تنگه هرمز به طور همزمان بسته شوند، قیمت نفت می‌تواند به دویست دلار در هر بشکه برسد. شوکی وحشتناک که پیامدهای آن، رکود جهانی خواهد بود». این سناریو، نه تنها اقتصاد جهانی را تهدید می‌کند، بلکه خطر درگیری مستقیم آمریکا و ایران را نیز افزایش می‌دهد.

سناریوی سوم: «عادی‌سازی تدریجی» تهدید

سناریوی سوم که به نظر محتمل‌تر می‌رسد، وضعیتی است که در آن، تهدید دوگانه به یک «وضعیت عادی» تبدیل می‌شود. به عبارت دیگر نه بحران تمام‌عیار، نه صلح پایدار در این سناریو برجسته است. تحلیلگران این وضعیت را «بی‌ثباتی مدیریت‌شده» نامیده‌اند چرا که خشونت‌های پراکنده، مذاکرات پراکنده، و نبود هرگونه افق روشن برای حل نهایی، معنایابی می شود. در این سناریو، قیمت نفت در سطحی بالاتر از میانگین تاریخی باقی می‌ماند، هزینه‌های بیمه و حمل‌ونقل دریایی افزایش می‌یابد، و بازارهای جهانی نفت با «صرف ریسک» دائمی مواجه می‌شوند.

در مجموع، تهدید همزمان تنگه هرمز و باب‌المندب، پدیده‌ای است که مرزهای سنتی تحلیل ژئوپلیتیک و حقوق بین‌الملل را به چالش می‌کشد. از منظر حقوقی، نظام بین‌الملل در برابر ترکیبی از «اقدامات دولتی» و «اقدامات گروه‌های غیردولتی» که به ابزار فشار بدل شده‌اند، ابزارهای کارآمدی در اختیار ندارد. از منظر اقتصادی، وابستگی بازارهای جهانی به دو گلوگاهی که همزمان تهدید می‌شوند، آسیب‌پذیری ساختاری نظام انرژی جهان را آشکار کرده است و از منظر سیاسی، این بحران نشان می‌دهد که «اهرم جغرافیا» هنوز یکی از تعیین‌کننده‌ترین عوامل در معادلات قدرت بین‌المللی است.

آینده این بحران، از یک سو به نتیجه انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا، توانایی ایران در حفظ انسجام «محور مقاومت»، و مهمتر از همه، اراده سیاسی دو طرف برای یافتن راه‌حلی که نه بر پایه تحمیل، بلکه بر پایه «تعادل منافع» بنا شده باشد، بستگی دارد و از سوی دیگر تجربه تاریخی نشان می‌دهد که بحران‌های انرژی، اگرچه ویرانگرند، اما در نهایت، طرف‌ها را به سمت مذاکره سوق می‌دهند، چرا که هیچ‌کس، نه ایران، نه آمریکا، و نه بازارهای جهانی، توان تحمل یک بحران تمام‌عیار انرژی را ندارند. آنچه مسلم است، آن است که «عصر گلوگاه‌های بی‌خطر» به پایان رسیده و جهان باید خود را برای نظمی آماده کند که در آن، جغرافیا، همچنان سرنوشت‌ساز باقی می‌ماند.

توییتر نویسنده گزارش را اینجا (safarahang@) دنبال کنید

۲۱۳

کد مطلب 2275797

  • حمله موشکی به پایگاه هوایی سلطان در عربستان/ صدای چند انفجار در ریاض شنیده شد

    حمله موشکی به پایگاه هوایی سلطان در عربستان/ صدای چند انفجار در ریاض شنیده شد

  • ترامپ: ما در حال پیروزی قاطعانه در جنگ علیه ایران هستیم  و جنگ به زودی پایان خواهد یافت /سی‌ان‌ان، ام‌اس‌ناو و پولیتیکو  اخراج شدند

    ترامپ: ما در حال پیروزی قاطعانه در جنگ علیه ایران هستیم و جنگ به زودی پایان خواهد یافت /سی‌ان‌ان، ام‌اس‌ناو و پولیتیکو اخراج شدند

  • گاردین: ۵ آبان ممکن است آخرین انتخابات در تاریخ رژیم اسرائیل باشد / چگونه ماشین ترور شهرک‌نشینان راه را برای دیکتاتوری نتانیاهو هموار می‌کند؟

    گاردین: ۵ آبان ممکن است آخرین انتخابات در تاریخ رژیم اسرائیل باشد / چگونه ماشین ترور شهرک‌نشینان راه را برای دیکتاتوری نتانیاهو هموار می‌کند؟

  • پایان «عصر گلوگاه‌های بی‌خطر»؛ منطق مهار دوگانه در هرمز و باب‌المندب / چرا تلاش آمریکا برای ایجاد جبهه جدید در یمن با شکست مواجه شد؟

    پایان «عصر گلوگاه‌های بی‌خطر»؛ منطق مهار دوگانه در هرمز و باب‌المندب / چرا تلاش آمریکا برای ایجاد جبهه جدید در یمن با شکست مواجه شد؟

  • رسوایی بزرگ در زنجیره تامین پنتاگون / مفقود شدن مرموز قطعات حساس‌ترین جنگنده آمریکا / تحقیقات اضطراری کنگره آغاز شد: کابین  اف-۳۵ سر از چین درآورد؟

    رسوایی بزرگ در زنجیره تامین پنتاگون / مفقود شدن مرموز قطعات حساس‌ترین جنگنده آمریکا / تحقیقات اضطراری کنگره آغاز شد: کابین اف-۳۵ سر از چین درآورد؟

  • به سود تهران است که با مذاکره به جنگ پایان دهد/ ایدئولوژی و پایگاه داخلی می‌تواند محاصره را طولانی کند/ وضعیت برای ایران «حاد» است

    به سود تهران است که با مذاکره به جنگ پایان دهد/ ایدئولوژی و پایگاه داخلی می‌تواند محاصره را طولانی کند/ وضعیت برای ایران «حاد» است

Leave a Comment

Are you human? Please solve:Captcha